امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

سفر به مشهد، اولین سفر امیرصدرا خان

روز سه شنبه 21 مرداد، ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم، اول شما رو حاضر کردم بعدم خودمون حاضر شدیم، باباجون اومده بود دم در که ما رو برسونه فرودگاه و دوباره شما رو ببینه پسرم، رسیدیم فرودگاه و از باباجون خدافظی کردیم و رفتیم داخل. من خیلی نگران بودم در طول پرواز شما گوشت درد بگیره عزیزدلم، دکتر گفته بود موقع تیک آف شیر بخوری، منم همینکارو کردم و خداروشکر گوشت درد نگرفت، توی مدت پرواز هم بغل بابایی بودی و خیلی پسر خوبی بودی فقط آخراش خوابت گرفته بود و نمیتونستی بخوابی یکم نق نق کردی تا اینکه بالاخره بابایی خوابوندت، اینم یه عکس داخل هواپیما وقتی رسیدیم موقع پیاده شدن بیدار شدی، خوش اومدی عزیزدلمممم پدرجون و مادرجون اومده بودن دنبالمون...
28 مرداد 1393

سه ماهگیت مبارک عزیز مامان

سلام عزیز دردونه مامان از وقتی که وارد سه ماهگی شدی خیلی خیلی بامزه شدی، حسابی ناز و خوردنی شدی و کلی حرکات جدید از خودت درمیاری گل نازم، واسه همین مامان هر روز برات اسپند دود میکنم و چهارقل میخونم و صدقه میدم پسرم از بعد واکسن دوماهگیت نسبت به قبل با فواصل بیشتری شیر میخوری، من خیلی نگران بودم و همش میخواستم به زور بهت شیر بدم اما نمیخوردی تا اینکه تحقیق کردم و با دکتر هم مشورت کردم و گفتن توی این سن این نحوه شیر خوردن طبیعی هستش و چون وزن گیریت خداروشکر خوبه یکم خیالم راحت شد. وقتی داری شیر میخوری زل میزنی تو چشمام و گاهی یه انگشتم و گاهی هم لباسمو با اون دستای کوچولوت میگیری، این کارت برام خییییلی لذتبخشه عزیزدلم، من حس میکنم نگ...
20 مرداد 1393

عید فطر، اولین عیدت مبارک پسرم

سلام خوشگلم امروز سه شنبه 7 مرداد که دقیقا 81 روزه هستی اولین عید زندگیت محسوب میشه نفسی مامان جون از قبل گفته بود که ناهار بریم اونجا و دایی جون اینا هم قرار بود بیان و دور هم باشیم، یه لباس خوشگل تن خوشگل خودم کردم و رفتیم خونه باباجون. باباجون لای قرآن برای پسرنازمون عیدی گذاشته بود که بهت داد، بابایی و دایی جون هم زحمت کشیدن به امیرصدرا خان عیدی دادن، دست همشون درد نکنه اینم یه عکس از اون روز که توی بغل باباجون نشستی   ...
7 مرداد 1393

ایشالا آتلیه دامادیت مامانی

امروز اول مرداد رفتیم عکسای خوشگل پسر طلا رو تحویل گرفتیم، خیییییلی ناز شده بودن بس که صاحب عکس نااااااااازه، الهی فدات بشم جیگرم اینم چند تا از عکسا که فایلشو تونستم بگیرم ...
1 مرداد 1393

واکسن دوماهگی پسر نازم

سلام عزیزدلم شنبه 21 تیرماه بود که باید میرفتیم مرکز بهداشت برای واکسن دوماهگیت پسرم، من از چند روز قبل استرس داشتم و همش مطلب راجع به این موضوع میخوندم که اطلاعاتمو ببرم بالا، صبح ساعت 8 بیدار شدیم، اول شما رو حاضر کردم بعدم خودمون حاضر شدیم با بابایی رفتیم مرکز بهداشت سمرقندی توی خیابون سراج. برای چکاپ قد و وزن و واکسن نوبت جداگونه گرفتیم که نوبت واکسن زودتر شد. منم نمیخواستم بعد از اینکه واکسنتو زدیم اونجا معطل شیم که یه وقت عشق نازم اذیت نشه رفتم صحبت کردم که ما بعد از چکاپ میایم. خلاصه دوباره منتظر نشستیم، شما توی بغلم خوابت برده بود و منم همش دعا میکردم که واکسنت  زیاد دردت نیاد. اخه مامان طاقت ناراحتی و دردتو ندارم پسرم، با هر...
25 تير 1393

دومین ماهگردت مبارک نفس مامان

سلام پسر گلم خوبی مامانی؟ امروز امیرصدرا خان 2 ماهش شده، ماشالا اونقدر بزرگ شدی، لباسات از سایز صفر به سایز 1 تبدیل شدن، اولین باری که سایز 1 رو تنت کرده بودیم 35 روزت بود که تقریبا اندازه بود، من که اصلا انتظارشو نداشتم اونقدر ذوق کرده بودم که هی میگفتم واای چه زود 1 اندازش شد، بعدش مامان جون گفت انقدر نگم چشم میخوری :D دیگه جونم برات بگه که شما  داری کم کم خیلی شیطون میشیااااا، دیگه از اون پسر اروم که میذاشتیمش تو گهواره خودش میخوابید خبری نیست بلکه باید خان خانان رو بخوابونیم ... بلههههه باید هی لالایی بخونیم و قربون صدقه جیگرخان بریم و راه بریم و تکونت بدیم تا بخوابی کم کم! :D البته پسر مامان فقط بعضی شبا اینطوریه و بیشتر ش...
16 تير 1393

اولین ماهگردت مبارک عزیزدلم

سلام امیرصدرای خوشگل من الهی فدات بشم که 1 ماهه پیش مایی و خونمون رو گرم تر از قبل کردی، نمیدونی چقدر شیرینی مامانی، نمیدونی چقدررر عاشقتم پسرم اونقدر آروم و مظلومی که حد نداره، فقط وقتی گرسنه باشی یه کوچولو گریه میکنی، الهی قربونت برم وقتی میخوابی دستات رو بالا میگیری، هر چی میاریم پایین دوباره میبری بالا وقتی گرسنه هستی اولش لبات رو غنچه میکنی، اونقدر بامزه میشی آدم دلش میخواد قورتت بده، بعدش زبونتو میاری بیرون و اینور و اونور میکنی، بعد همه این علائم تازه یه کوچولو گریه میکنی فدات شم شبا هم اکثرا خوب میخوابی، فقط گاهی اوقات تند تند بیدار میشی، که اون هم دلیل داره، ما چون تازه کاریم طول میکشه تا دلیلش رو بفهمیم پسرم، شما...
20 خرداد 1393